در سفر به حریم کبریایی دوست، یادتان پنجره احساسم را می کوبد. فراموشم نکنید و دعایم کنید تا خدای کعبه هم رحم کند بر من مسکین. از همگی حلالیت می طلبم. و در لحظات دعا به یادتان هستم.

به قلم :
فرشته | ساعت 11:33 قبل از ظهر روز سه شنبه 21 تیر1390
|
سلام به دوستان خوبم. بهار ۹۰ مبارک. به امید سالها و روزها و لحظه هایی بهتر از این برای همه شما بهار دلان 
به قلم :
فرشته | ساعت 1:13 قبل از ظهر روز جمعه 27 اسفند1389
|
سلام دوستان خوبم. دخترم نازنین از امروز وبلاگ نویسی رو آغاز کرده . در وبلاگ -دنیای نازنین- کتاب داستانهای فرانسویش رو به فارسی ترجمه می کنه و می نویسه. شاید این برای یه مادر خبر مسرت بخشی باشه دوست داشتم شما هم در شادیم سهیم باشید . و شما را به خواندن وبلاگش دعوت کنم.http://www.donyayenazanin.blogfa.com
به قلم :
فرشته | ساعت 10:40 قبل از ظهر روز پنجشنبه 28 بهمن1389
|
شعری از سهراب سپهری
منم زیبا
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را. بجو، مارا تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم،آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی. ببینم من تورا از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم ،شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد
به قلم :
فرشته | ساعت 9:14 قبل از ظهر روز چهارشنبه 6 بهمن1389
|